عيسى ولائى
132
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )
« سبر و تقسيم » « 1 » استفاده نكند ، بلكه مستقيما وصفى را انتخاب و علت حكم اصل به شمار آورد ، به اين گمان كه بين حكم اصل و آن وصف مناسبت وجود دارد چنين قياسى را قياس تخريج مناط يا قياس مناسبت و اخاله ( به كسر همزه ) گويند . « 2 » مثلا شارع رباى در گندم را حرام كرده ، و فقيهى استنباط مىكند كه گندم بهعلت پيمانهاى بودن و مكيل بودن داراى حكم حرمت شده ، و با اين برداشت حكم مزبور را براى هر چيز پيمانهاى ثابت مىداند . چنين قياسى خود نوعى از قياس مستنبط العله است كه در حجيت آن بين اماميه و اهل سنت اختلاف است . 146 . تخصّص خروج چيزى از موضوع دليل ديگر را تخصص نامند . به بيان ديگر خروج حقيقى و وجدانى چيزى از دليلى ( بدون كمك گرفتن از دليل يا تعبد ديگر ) را تخصص گويند . مثال : مولى مىگويد : « علما را احترام كن . » بديهى است كيومرثى كه از علم بهرهاى ندارد تخصصا از فرمان فوق خارج است . آيا « تخصص » همان « ورود » است يا خير ؟ به مبحث « ورود » رجوع شود . 147 . تخصيص اخراج حكمى از موضوع را تخصيص نامند . اگر موردى از نظر موضوع داخل در مخصص ( به صيغهء اسم مفعول ) و از نظر حكم خارج از آن باشد ، آن را تخصيص نامند . مثلا مىگويد : « در ماه رمضان بر هر مكلفى روزه گرفتن واجب است ، مگر مسافر . » در اين مثال مسافر هم مكلف بوده ، و داخل در « هر مكلفى » است . پس موضوع « هر مكلف » شامل مسافر هم هست . اما حكم وجوب روزه بر او تشريع نشده است و چنين اخراجى را تخصيص گويند . « 3 » به مبحث « مخصّص » رجوع شود . چه فرقى بين « تخصيص و حكومت » است ؟ به مبحث « حكومت » رجوع شود . فرق بين « تخصيص و نسخ » چيست ؟ به مبحث « نسخ » رجوع شود . 148 . تخطئه « 4 » تخطئه از خطاء بهمعنى نسبت خطا به ديگرى دادن است و در اصطلاح مكتبى است كه طرفداران آن عقيده دارند : مقررات شرع در هر مسألهاى در واقع يكى است و استنباطات صاحبنظران در يك
--> ( 1 ) . براى توضيح قاعدهء سبر و تقسيم به مبحث « تنقيح مناط » رجوع كنيد . ( 2 ) . ميرزاى قمى مىگويد : چون مستنبط و مجتهد بين آن وصف و حكم تناسب و عليّت مىبيند ، و يا خيال مىكند آن وصف علت چنين حكمى شده است ، لذا اسم آن را قياس مناسبت و يا اخاله گفتهاند . قوانين الاصول ، ج 2 ، ص 85 . ( 3 ) . الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 88 . ( 4 ) . كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 430 ؛ فرائد الاصول ، ص 26 ؛ الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 617 ؛ معالم الدين فى الاصول ، ص 236 ؛ المستصفى من علم الاصول ، ج 2 ، ص 116 ؛ اصطلاحات الاصول ، « للتخطئة و التصويب » .